زندگی سهت انت گون همی تهتال         بارین کد کاینت مئی پدء رمال

 

گال: واژه

رگ بند: یعنی صبحانه

ناشتا: میان وعده بین صبح تا ظهر

سباریگ: ناهار

پشتیگ: عصرانه

شام: شام

پشت شام: شام تاخیری

شوهاز: پیگیری

واریگ: نوبت

واهند: صاحب

هاوند: خداوند

جاک: داد و فریاد

جوهان: خرمن

پولکار: محقق

زانتکار: معلم

زانوگر: دانشمند

موه: فرصت

رگام: باران شدید

استون: قوس و قزح

گرند و گروک: رعد و برق

گوشکند: جک

چاچ: چیستان

بتل: ضرب المثل

چاگرد: محوطه

سرا: چاردیواری

چیهال: آه زن بیوه را گویند

ارس: اشک

چم شانک: نگاهی گذار و عجولانه

سیتیر: کلاشینکف

سیسوگ: نام پرنده ای که در مکان کوهستانی آشیانه دارد

کوگ: کبک کوهی

بیران: نابود

جمّاز: شتر سواری

گَول: چوپان گاوها را گویند

شپانگ: چوپان بزها را گویند

بگدار: چوپان شترها را گویند

هکّل: راندن کسی را گویند

هکّلگ: حرکت کردن یا حرکت دادن

هور تهور: مختلط ، با هم شریک شدن

کوکار: سر و صدا

کَور: رودخانه

کتّر: تیمار

پتّر: نشستی که بعد دعوای برای صلح انجام می گیرد

پوساد: عقال و بندی که از بینی حیوانی مانند شتر ، اسب و...رد می کنند را گویند

پهلّ: حلالیت طلبیدن

دل په دل: معانقه

گلّه مِلّگ: عنقه کردن در آغوش گرفتن